بازگشت از کربلای ایران
یکی ازخاطرات این بود
که شلمچه مهمون خارجی داشت
همشون مسلمان شده بودن
چه شانس خوبی داشتن
که پستشون خورده بود به مادر شهید
این مادر چهار تا بچه ی رزمنده داشت
که یکیشون شهید شده بود
من بلد نیستم تعریف کنم
باید اونجا بودید و می دیدید
یه حال و هوایی داشت
ناخودآگاه اشکت میومد
یکی دیگه از خاطرات شلمچه این بود که
یه نفر که عکس حاج قاسم را در بغل داشت
آمد کنار ما و گفت:
به این نفر دعا میکنید قول میدید که از ته دل دعا کنید خیلی براش دعا کنید
ما همه براش دعا کردیم خیلی هم دعا کردیم
داداشم بهش گفت:
شما کی هستی؟چه کاره ای؟
گفت:من یکی از همکاران حاج قاسم هستم
و رفت...
شما هم بهش دعا کنید از ته دل
یاعلی
التماس دعای شهادت


+ نوشته شده در دوشنبه نهم فروردین ۱۳۹۵ ساعت 10:2 توسط خادمة الشهدا
|